فشار غرب


فشار غربوقوع انقلاب اسلامی ایران در شرایط ایران دهه 50 اگر معجزه نباشد کمتر از آن نیست و همانطور که شهید بزرگوار استاد مطهری بیان داشتند  انقلاب ما یک پدیده مهم در قرن بیست و یک بوده و انقلاب اسلامی ایران را به دلیل ماهیت اسلامی داشتن آن مشابه انقلاب صدر اسلام می‌داند،اما انقلاب باید در مسیر خودش خوب جلو برود و درگیر آفات و انحرافات به وجود آمده نشود.

شهید مطهری با نگاه دقیق و آینده نگر خود اولین متفکری است که در سخنان خود به این مسئله می پردازد،در واقع پرداختن به آفات و آسیب هایی که ممکن است گریبان گیر انقلاب شود در هر زمان از مهمترین و هوشیارانه ترین کارها می باشد.

حال متن زیر گزیده هایی از کتاب چالش های امروز جامعه ما به قلم دکتر سیداحمد زرهانی می باشد که ایشان به بررسی آفاتی که در عصر حاضر انقلاب ما باآن روبه رو شده می پردازند که توسط موسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر انتشار یافته است.

یکی از آفات انقلاب اسلامی استمرار فشار غرب برای نابودی این تفکر دگراندیش جهان معاصر است. غرب پس از گذشت بیست و چند سال هنوز هم از پذیرش این انقلاب سرباز می زند و در جهت استحاله یا حذف آن می کوشد

امروز دنیا به دنبال کوچک ترین حادثه ای در کشور ما چه هیاهویی به راه می اندازد. ده ها رادیو و صدای تبلیغاتی بیگانه، ده ها روزنامه و مجله و نشریات گوناگون به زبان های مختلف، هر هفته صداها خبر و مقاله شامل تحلیل های دروغ و غیرواقعی را پخش می کنند.

مقام معظم رهبری

یکی از آفات انقلاب اسلامی استمرار فشار غرب برای نابودی این تفکر نوین جهان معاصر است. غرب پس از گذشت بیست و چند سال هنوز هم از پذیرش این انقلاب سرباز می زند و در جهت استحاله یا حذف آن می کوشد. هر چند نسبت دادن همه ناکامی های موجود، به غرب کار نادرستی است و با واقعیت منافات دارد، ولی نادیده انگاشتن اختلاف های اساسی میان زیر بناهای تمدن غربی و تفکر اسلامی نیز معقول و پذیرفته شده نیست و براساس همین واقعیت ساموئل هانتینگتون برخورد تمدن ها را اجتناب ناپذیر می داند. فشار غرب ذاتاً نوعی آفت برای انقلاب اسلامی قلمداد نمی شود و چون از بیرون سازماندهی و اعمال می گردد ربطی به ذات انقلاب ندارد، ولی از انجا که حاصل آن، تخریب روند انقلاب اسلامی است، در این فضا قابل مطالعه و بررسی می باشد.

فشار غرب

 مهم ترین فشارهای غرب را می توان در محورهای ذیل ملاحظه کرد:

فشارهای دیپلماتیک

فشارهای دیپلماتیکی که در سه دهه اخیر در مقیاس وسیعی در محافل بین المللی بر ضد جمهوری اسلامی ایران با سردمداری ایالات متحده امریکا اعمال شده هنوز هم ادامه دارد، سیاست خارجی ایران با حفظ سه اصل حکمت، عزت و مصلحت می تواند فشار دیپلماتیک غرب را تا حد زیادی، کاهش دهد. در آینده امریکا سعی خواهد کرد از مکانیزم حقوق بشر علیه انقلاب اسلامی استفاده کند. ایران باید با هوشمندی به اصلاح امور داخلی پرداخته و به کاخ سفید اجازه سوء استفاده ندهد.

فشار اقتصادی

بلوکه کردن دارایی های ایران و اعمال تحریم های مختلف توسط امریکا تا حدودی موجب تاثیرپذیری اقتصاد ایران شده است. در دوران دفاع مقدس، بلوک شرق و غرب در چارچوب تفاهمی مرموز، ضمن تجهیز دشمن متجاوز، از صدور و فروش قطعات و جنگ افزارهای نظامی به ایران ممانعت کردند و با ایجاد مانع در صدور نفت و اختلال در روند صادرات و واردات کشور، اسباب محاصره ی اقتصادی ایران را فراهم آوردند. این فشارها هنوز هم گرچه در سطح نازل تری، تداوم دارد. امریکا کماکان در کنار فشارهای دیپلماتیک به فشارهای اقتصادی خود بر ضد جمهوری اسلامی ایران ادامه می دهد و تاکتیک های انعطافی اخیر این ابرقدرت، نشان تغییر استراتژی او نیست.

فشارهای اطلاعاتی

اوج فشارهای اطلاعاتی در زمان جنگ تحمیلی قابل مشاهده بود. امریکا هم پیمانان غربی اش با مدرن ترین ابزار و به کارگیری شیوه هایی نو به جاسوسی پرداختند تا با تغذیه اطلاعاتی رژیم بعث، جلوی پیشرفت رزمندگان اسلام را سد کنند. سازمان سیا، موساد و سرویس های اطلاعاتی غرب با سازماندهی بقایای ساواک و جذب برخی از ناراضیان و معاندان، تسمه ای نقاله ای بین ضد انقلاب و محافل اطلاعاتی مستقر در خارج به وجود آوردند و با مبادله اطلاعات محرمانه به پیکر انقلاب و قدرت دفاعی کشور آسیب های فراوانی وارد کردند. پس از جنگ فشارهای اطلاعاتی غرب، به گونه ای دیگر ادامه یافت و به نظر می رسد تا زمانی که جمهوری اسلامی ایران براساس آرمان های خود از انتفاضه و حزب الله لبنان حمایت می کند و به احیای عزت جهان اسلام می اندیشد، این فشارها ادامه خواهد داشت.

در حال حاضر فشار نظامی شناخته شده ای از طرف غرب بر ضد انقلاب اسلامی اعمال نمی شود، اما فشارهای بالقوه غرب علیه انقلاب اسلامی کاملاً محسوس و شناخته شده است

فشار فرهنگی و تبلیغاتی

امریکا و متحدان غربی اش با سرمایه گذاری در توسعه رسانه های گروهی چون رادیو، تلویزیون و روزنامه به زبان فارسی و نشر ارزش های جهان سرمایه داری و حمایت از روشنفکران غرب گرا خواهان اثبات برتری اندیشه غربی بر تفکر اسلامی می باشند. این فشار در سال های اخیر افزایش یافته است و در کاهش ایمان به «حقانیت نظام» طیفی از جوانان مؤثر بوده است.

فشار نظامی

امریکا با دخالت مستقیم در جنگ ایران و عراق و منفجر کردن هواپیمای ایرباس در آسمان خلیج فارس و کشتن سرنشینان هواپیمای مذکور نشانداده است در صورت نیاز می تواند فشار نظامی خود را از حالت بالقوه به وضعیت بالفعل درآورد و مزاحمت هایی برای امنیت ملی ایران ایجاد کند. کاخ سفید همواره، ایران را به عنوان خطری برای کشورهای جنوبی حاشیه خلیج فارس مطرح می کند و از اختلاف ایران و امارات بر سر مسأله ی جزایر سه گانه به عنوان زمینه ای برای تنش آفرینی استفاده می کند.

فشار غرب

بدون تردید این فشارها آثار منفی و نامطلوبی بر روند سازندگی کشور و امنیت ملی و شکوفایی اقتصاد دارند. دستگاه سیاست خارجی و مدیران ارشد جامعه باید ضمن پای بندی به آرمان های انقلاب، با هوشمندی برای کاهش و تعدیل این فشارها برنامه ریزی کنند. غرب علاقه مند است تا چهره درخشانی از تمدن اروپا و امریکا را به جوانان آرزومند ما نشان دهد و با ایجاد زمینه های فرار مغزها و اثبات ناتوانی علمای دین در اداره امور کشور، چشم انداز تیره ای از آینده ی کشور برای مردم ترسیم کند و زمینه انفجارهای اجتماعی را فراهم سازد. اگر امریکا بتواند به کمک جریان های فشار به اهداف خود برسد، دولت جمهوری اسلامی ایران را در شرایطی ناخوشایند به پشت میز مذاکره خواهد نشاند تا همانند ماجرای تحمیل قطع نامه 598 ما را وادار به نوشیدن جام شوکران دیگری بنماید. از این رو، مدیران ارشد کشور باید تلاش کنند تا در برابر عمل انجام شده قرار نگیرند.

امریکا و متحدان غربی اش با سرمایه گذاری در توسعه رسانه های گروهی چون رادیو، تلویزیون و روزنامه به زبان فارسی و نشر ارزش های جهان سرمایه داری و حمایت از روشنفکران غرب گرا خواهان اثبات برتری اندیشه غربی بر تفکر اسلامی می باشند

 هر ایستادگی و انعطافی باید براساس مصالح ملی و در جهت اعتلای نظام جمهوری اسلامی ایران باشد. همان طور که احزاب دمکرات و جمهوری خواه امریکا در سیاست خارجی به ویژه در مورد ایران بیش ترین وجه اشتراک را دارند، جناح های سیاسی ما نیز باید در اعمال سیاست خارجی وجه اشتراک شفاف و انکارناپذیری داشته باشند و منافع ملی را قربانی تخاصم های حزبی نکنند. اکنون که اتحادیه اروپا به سمت استقلال گام بر می دارد و از یکه تازی امریکا ناخشنود است، ما باید با حفظ اقتدار ملی از این انشعاب و دو قطبی شدن استقبال کنیم و حتی المقدور قدرت های شرق آسیا را به انسجام و همبستگی ترغیب نماییم  و جایگاه سازمان کنفرانس اسلامی را در جهان اسلام ارتقاء بخشیم. ترویج نظریه «جهان چند قطبی برازنده قرن بیست و یکم است» به ما کمک می کند تا راه استفاده ی ابزاری از حقوق بشر را برای امریکا ناهموار کنیم. باید با درک واقعیت ها و اجتناب از تخیل و خوش باوری در این وادی گام برداشته، با آگاهی و اشراف بر روح تمدن جهانی به حفظ و توسعه منافع ملی خود همت گماریم.

جناح های سیاسی داخل باید از چنان پیچیدگی و توانایی برخوردار باشند تا بیگانگان را در خط بیم و امید نگاه دارند و در صورت احراز قدرت سیاسی، باید از موضع سربلندی و استقلال و حفظ منافع ملی با آنان برخورد کنند. جناح های چپ و راست و یا اصول گرا و اصلاح طلب باید بر نقاط اشتراکشان در سیاست خارجی تأکید کنند و نشان دهند اصل «نه شرقی و نه غربی» را به هیچ قیمتی نادیده نگرفته، منافع ملی را بر حیات سیاسی خود مقدم می شمارند. نفی مطلق غرب یا پذیرش کامل آن چیزی جز افراط و تفریط نیست. رویه ما در برابر غرب باید براساس اصول قانون اساسی و در جهت سربلندی میهن اسلامی اتخاذ گردد. اگر افراط و تفریط در سیاست داخلی بد است، در سیاست خارجی نیز خطرناک می باشد. کسانی که در جمهوری اسلامی استراتژی تدوین می کنند، باید فشار غرب را کالبد شکافی کنند و اندازه هر کدام را با روش علمی مشخص سازند و برای تعدیل آن ها تدابیری بیندیشند.

اگر امریکا موفق شود از طریق این جریانهای فشار انسجام داخلی را تحت الشعاع قرار دهد و حاکمیت دینی را منفعل کند، به چیزی کم تر از یک نظام شبه دموکراسی وابسته به غرب رضایت نخواهد داد و قدرت اصول گرایان و اصلاح طلبان امروزی در حکومت ایران، از بین خواهد رفت. استراتژی نوین ایران در برابر امریکا باید با واقع بینی و درک مقتضیات زمان و توان ملی و شرایط جهانی تدوین و اجرا گردد. در این صورت امریکا با بیم و امید برای جستن راه تنش زدایی با کشوری مستقل و مقتدر به تکاپو می افتد. نادیده انگاشتن فشارهای آمریکا یا برخورد شعاری و مقطعی کردن با آن ها، بنیه ی مقاومت ملی را ضعیف می کند و به بیگانگان مجال برنامه ریزی و دخالت می دهد. تحلیل محتوای گفتار و رفتار غرب و فهم ابعاد گوناگون سیاست آن ها، کمک می کند تا با انعطاف پذیر کردن استراتژی خود، و با حفظ اصول،از استقلال میهن خویش پاسداری کنیم و در خلق آینده پشگام و برنامه ریز باشیم.