امام حسن (ع) و آموزه‏‌های تربیتی قسمت دوّم


چند نمونه از رفتارهای تربیتی امام علیه السلام

الف. تحریك حس كمال‌خواهی

انسان ذاتاً شخصیت خود را دوست دارد و سعی می‏كند كه با كسب كمالات محبوبیت و عزّت خود را تقویت كرده و بالا ببرد. مربیان می‏توانند با استفاده از این خصلت و تحریك حس برتری‏طلبی فرزندان آنان را به سوی اهداف صحیح تربیتی هدایت كنند.

امام حسن(ع) از این شیوه در تربیت فرزندان استفاده می‏كرد. آن حضرت روزی فرزندان خود و فرزندان برادرش را دعوت كرده و در ضمن یك گفتگوی صمیمی به آنان فرمود: انّكم صغار قومٍ و یوشك ان تكونوا كبار قومٍ آخرینفتعلّموا العلم فمن لم یستطع منكم ان یحفظه فلیكتبه و لیضعه فی بیته؛(10) همه شما كودكان اجتماع امروز هستید و امید است كه بزرگان جامعه فردا باشید پس دانش تحصیل كنید و علم بیاموزید. هر كس از شماها توانائی حفظ دانش را ندارد آن را بنویسد و در منزلش نگهداری نماید.

ب. شناساندن الگوهای خوب

انسان در دوران نوجوانی شدیداً به دنبال الگو می‏گردد و حس تقلید او را وادار می‏كند تا از الگوهای دلبخواهش تقلید نماید. این خواسته درونی وسیله مناسبی است كه مربیان و والدین در امر تربیت از آن بهره گیرند و الگوهای خوب را در معرض دید فرزندان قرار دهند و به او معرفی نمایند. امام مجتبی(ع) در سیره و سخن خویش به الگوی نیكو اشاره كرده و آنان را به پیروانش می‏شناساند. آن حضرت بعد از شهادت پدر بزرگوارش به معرفی شخصیت ممتاز تاریخ، حضرت امیرالمؤمنین(ع) پرداخته و آن گرامی را به عنوان سرمشق خوبان عالم معرفی كرده و فرمود: ای مردم! در این شب مردی از دنیا رفت كه در هیچ كار نیكی، پیشینیان بر او سبقت نگرفتند و بندگان خدا در هیچ سعادتی به او نمی‏توانند برسند. او به همراه پیامبر(ص) جهاد می‏كرد و جان خود را فدای او می‏نمود.(11)

آن حضرت در سخن دیگری حضرت فاطمه زهرا(س) را مقتدای نیایشگران به شمار آورده و در مورد آن بانوی وارسته فرمود: ما كان اعبد من فاطمة كانت تقوم حتّی تتورّم قدماه؛(12) در دنیا شخصی عابدتر از فاطمه(س) نبود، آن بزرگوار در حالت مناجات و عبادت آنقدر روی پاهای خود می‏ایستاد تا آن كه پاهای مباركش ورم كرد.

ادامه مطلب...

امام حسن (ع) و آموزه‌‏های تربیتی قسمت اوّل


امام حسن (ع) و آموزه‌‏های تربیتی قسمت اوّل

درآمد

تربیت امروزه نه تنها در جوامع و خانواده‏های مسلمان مورد توجه قرار گرفته و هر پدر و مادری آرزو می‏كند كه فرزندان خود را طبق رهنمودهای صحیح و اصول و ارزشهای والای انسانی و الهی تربیت نموده و در آینده فرزندی رشد یافته و كارآمد داشته باشد بلكه اهداف عالی و اخلاقی تعلیم و تربیت از مهم‏ترین دغدغه‏های جهانی است.

سازمان ملل متحد در بند2 از ماده 26 اطلاعیه جهانی حقوق بشر مقرر داشته است كه: تعلیم و تربیت باید به توسعه شخصیت انسان و تقویت و احترام به حقوق بشر و آزادی‏های اساسی متوجه گردد و تفاهم و اغماض و مودت را بین كلّیه ملل و دسته‏های نژادی و مذهبی به وجود آورد و موجب پیشرفت فعالیت‏های ملل متحد در راه حفظ صلح شود.(1)

موضوع این نوشتار افزون بر اهمّیتی كه در خود مسئله تربیت وجود دارد به نقطه نظرات شخصیتی برمی‏گردد كه خود نمونه بارزی از یك انسان كامل و تربیت یافته در مكتب نبوی، علوی و فاطمی است و هم چنین پرورش دهنده فرزندانی است كه هر كدام به نوبه خود به عنوان اسوه‏های عالی و تجلی ارزشهای والای انسانی در تاریخ بشر می‏درخشند. امام حسن مجتبی(ع) همان شخصیت تربیت یافته در دامان رسالت است كه پیامبر اكرم(ص) در مورد وی فرمود: حسن پسر من است ،او از من است. او نور چشم من و روشنائی قلب من می‏باشد، او میوه جان من است، او سید و آقای جوانان اهل بهشت است. او حجت خدا بر امت من می‏باشد. دستورات او دستورات من و سخن او سخن من است، كسی كه از او پیروی كند او از من است و كسی كه با دستورات او مخالفت كند از من نیست.(2)

ادامه مطلب...

ویژه 28 صفر (رسول راستین در کلام امیرالمؤمنین) قسمت دوّم


ویژه 28 صفر (رسول راستین در کلام امیرالمؤمنین) قسمت دوّم

حضرت امیر در خطبه 26 نهج البلاغه آشکارا با صفاتی حقیقی وضعیت عرب جاهلی را توصیف می کند:

(شما ای مردم عرب، بدترین آیین را برگزیده، و در بدترین سرای خزیده، منزل گاهتان سنگستان های ناهموار، هم نشینانتان گرزه مارهای زهردار، آبتان تیره و ناگوار، خوراکتان گلوآزار، خون یکدیگر را ریزان، از خویشاوند بریده و گریزان، بتهاتان همه جا برپا، پای تا سر آلوده خطا).

اینها نه از آن روست که امیرمومنان درصدد تحقیر اعراب برآمده بلکه بدان علت است تا نعمت های آنان را بر شمارد و بزرگترین افتخار عرب یعنی مبعوث شدن رسول اکرم در میان ایشان را یادآور سازد. این زمان است که خورشید درخشنده رسالت در چهره محمد امی می شکفد و دنیای تیره و رو به اضمحلال را که بنا به گفته امیرالمومنین در آستانه فرو ریختن است، به وجود خویش منور می سازد. دست هدایتگر خدای از آستین پسرآمنه و عبدالله به در می آید و عرب جاهلی گم گشته در صحراهای حجاز را به سوی تمدن اسلامی برمی کشد.

2- هدف از بعثت :

خطبه های بسیاری در نهج البلاغه در ذکر سول خدا و تشریح علل رسالت ایشان آمده است. از این خطبه ها می توان به خطبه های 26 و 116 و 147 و 198 و 214 اشاره کرد. مواردی را که امیرمومنان علی(ع) در این خطبه ها به آن اشاره نموده اند در 8 مورد زیر قابل ذکر است:

  1. مردم را بترساند؛
  2. فرمان خدا را چنانکه باید رساند؛
  3. حق را دعوت کننده باشد؛
  4. برآفریدگان گواه باشد؛
  5. پیام های پروردگارش را رساند
  6. بندگان خدا را از پرستش بتان برون آرد و به عبارت او وا دارد
  7. از پیروی شیطان برهاند و به اطاعت خدا کشاند
  8. رساندن شریعت. ادامه مطلب...

ویژه 28 صفر (رسول راستین در کلام امیرالمؤمنین) قسمت اول


ویژه 28 صفر (رسول راستین در کلام امیرالمؤمنین) قسمت اول

بیست و هشتم صفر - آخرین رسول حق مهر سکوت بر لب می‌نهد و جبرائیل در حریم ملکوت گوشه عزلت می‌گزیند چرا که اینک خاک پیکر آن پاک را در خود نهفته و عرش اعلی و بهشت ابقی جان عزیزش را پذیرا گشته است. از این پس درهای آسمان بسته است، از این پس جز به مدد نور ستارگان امامت درشب تاریکی که با غروب خونرنگ دهم محرم سال 61 هجری آغاز شده است نمی‌توان راه جست و یافت. تا کی باشد که شمشیر آخته دوازدهمین پیشوا و رهبر، همنام آخرین رسول حق این تیرگی را بشکافد و خورشید راستی و عدالت را بر دیدگانمان بنشاند.

چگونه می‌توان از این روح پاک و جان رسیده به افلاک سخن گفت؟ آنچه مامسلمین، پیروان این آخرین پیامبر الهی می‌گوئیم و می‌نویسیم با عشقی بزرگ وشناختی اندک همراه است و آنچه اسلام شناسان غربی و غیرمسلمان می‌گویند و می‌نویسند با شناختی سترگ و برگرفته از برگه‌های تاریخ و بی عشقی هر چند اندک توام است. کجا می‌توان وصف این بزرگ مرد را یافت که عشقی سترگ و شناختی بزرگ با آن همراهی کند. کجا می‌توان آینه تمام نمای حبیب خدا را یافت و در چهره درخشان آن پاک اهورایی نگریست. بی شک جز در نهج البلاغه کلام شگفت آور امیرمومنان علی بزرگ، نمی‌توان وصف راستین و چهره بی‌آلایش رسول حق، پیامبر ختمی مرتبت محمد مصطفی (ص) را یافت. در کلام امیرالمؤمنان هیچ وصفی بدون تفکر و هیچ ستایشی بی اساس نمی‌توان یافت. در سخن ایشان هر چه هست راستی بر خواسته از آگاهی و دانش است و کجا می توان دو جان را چون پیامبر و علی (علیهماالسلام) به یکدیگر نزدیک یافت، نزدیک نه! آشنا و هم خانه و هم اصل و یک ریشه یافت. چه جان علی جدای از جان پیامبر نیست. علی در دامان پیامبر رشد کرده و بالیده و پیامبر بر سینه علی و در آغوش آن یارترین یار جان به جان آفرین تسلیم کرده است.

ادامه مطلب...